هزینه یابی هدف ، فعالیت ، سنجش مسئولیت ، زنجیره ارزش ، سنجش عملکرد ، منابع انسانی ، ارزش افزوده اقتص
تعریف هزینه های هدف:
هزینه یابی هدف به عنوان یک مقوله استراتژیک در مدیریت هزینه است که بحث اصلی آن برآرود هزینه برای محصول یا خدمت می باشد که بر اساس آن پس از فروش محصول یا ارائه خدمات، شرکت به درآمد بر مبنای هدف (درآمد مطلوب) دست می یابد.
هزینه یابی هدف رویکردی است سازمند برای تعیین اینکه یک محصول مورد نظر با کیفیت و قابلیت کارکرد مشخص، با چه بهایی باید تولید شود تا بتوان سود مورد انتظار را در قیمت فروش پیش بینی شده تحصیل کرد.
تعریف هزینه یابی بر مبنای فعالیت ( ABC ):
هزینه یابی بر مبنای فعالیت یک روش هزینه یابی است که بهای تمام شده محصولات را از جمع هزینه فعالیت هایی که منجر به ساخت محصول می شوند بدست می آورد. سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت پدیده نوینی است که تفکر هزینه یابی سنتی حسابداری مدیریت را به شدت دگرگون ساخته است
هزینه یابی بر مبنای فعالیت روشی است که در آن هزینه ها بر مبنای نسبت سهم فعالیت های صرف شده بوسیله هر محصول ، از یک مخزن هزینه به محصولات مختلف تخصیص داده می شود.
مزایای هزینه یابی بر مبنای فعالیت رابنویسد ؟
1 بهبود سیستم هزینه یابی و تخصیص هزینه های شرکت به طور مطلوب تر 2 تعیین بهای تمام شده و قیمت گذاری به صورت منطقی و دقیق تر
3 کنترل عملیات شرکت و برنامه ریزی و تصمیم گیری کار 4 ارزیابی صحیح تری از عملیات مالی مدیران 5 حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده
هزینه یابی بر مبنای فعالیت « ABC » چیست ؟
روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ، سیستم طرح ریزی هزینه ها با تاکید بر فرایند مستمر بهسازی است . در این روش ، شناسایی فعالیت های ارزشمند از یک سو و شناسایی فعالیت های بی ارزش از سوی دیگر ، تشویق می شود . و برای حذف فعالیت های بی ارزش کوشش بعمل می آید . میتوان برای شناسایی و حذف فعالیت هایی به کار برد که هزینه محصول را بالا می برند بدون آنکه ارزش افزوده ای برای محصول ایجاد کنند . هزینه اضافه شده و بدون ارزش ، هزینه آن گروه از فعالیت هایی است که می توان آنرا حذف کرد بدون اینکه کاهشی در کیفیت محصول و عملکرد یا ارزش آن رخ دهد . بدین ترتیب ، بکار گیری روش هزینه یابی بر مبتنی فعالیت میتواند به کاهش هزینه ها از طریق حذف فعالیت های اضافی و غیر سودمند و یافتن راههای جدید و اقتصادی برای انجام فعالیت های با ارزش و اثر بخش بیانجامد . کاهش در هزینه ها نیازمند تشریک مساعـی مدیران ، کارکنان تولید و فروش ، حسابداران ، مهندسان و سایر دست اندر کاران مربوط ، به منظور بررسی کامل و شناخت فعالیت هایی است که یک محصول مصرف می کند . سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت ، از لحاظ مفهومی ردیابی هزینه های مستقیم ، نظیر مواد مستقیم و دستمزد مستقیم را بهبود نمی بخشد ، بلکه دقت در تخصیص هزینه های غیر مستقیم ، یعنی هزینه های سربار را که مستقیماً قابل ردیــابی با محصول نیست اما قـــابل ردیابی با فعالیت ها است ، را افــزایش می دهد . بدین ترتیب ، روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت باعث شده است که حسابداران صنعتی بسیاری از هزینه ها را که تاکنون غیر قابل ردیابی می دانستند ، اکنون قابل ردیابی با فعالیتها بدانند .
بهای تمام شده تفاضلی چیست
بهای تمام شده تفاضلی که هزینه نهایی یا هزینه افزایشی نیز نامیده می شود عبارت از تفاوت بین بهای تمام شده راه حل های مختلف در تصمیم گیری می باشد.
از آنجایی که همه اقلام بهای تمام شده اهمیت یکسانی در تصمیم گیریها ندارند، مدیران باید اقلام مؤثر بر هر یک از تصمیمات خود را مشخص نمایند.
نکته اساسی در مبحث بهای تمام شده تفاضلی نیز تشخیص هزینه های مربوط از هزینه های نامربوط است هزینه های نامربوط هزینه هایی هستند که مقادیر آن در کلیه راه حل ها یکسان است و بر تصمیم گیری تأثیر ندارند.. در هر تصمیم بایستی توجه خاصی به اقلام بهای تمام شده مربوط و نامربوط شود، چرا که ماهیت اقلام با نوع تصمیم تغییر می کند و اقلامی که برای یک تصمیم مربوط هستند، ممکن است برای تصمیم دیگر نامربوط باشند.هزینه های مربوط، هزینه هایی هستند که با انتخاب راه حل های مختلف موجود تغییر می کنند و در شرایط خاص تصمیم گیری مرثر واقع می شوند. به طور کلی هزینه های مربوط دو ویژگی زیر را دارا می باشند:
1-انتظار وقوع این هزینه ها در دوره های آتی وجود دارد.
2-برای راه حل های گوناگون متفاوت هستند.
انواع تصمیم گیریها عبارتتد از:
۱-1
قبول یا رد یک سفارش خاص2-ساخت یک قطعه در داخل شرکت و یا خرید آن از بیرون
3-توقف یا ادامه تولد یک محصول
4-انتخاب یک روش تولید از بین چند روش تولید
5-فروش یک محصول در نقطه تفکیک و یا پردازش بیشتر آن
6-افزایش یا کاهش قیمت محصول
7-جایگزین کردن تجهیزات و ماشین آلات جدید به جای تجهیزات و ماشین آلات
حسابداری سنجش مسئولیت را تعریف کنید
مسئولیت پاسخگویی ، فرآیندی است که در کسب و کار در خصوص به کارگیری اختیارات و انجام مسئولیتهای محوله، مورد توجه قرار می گیرد که در تحقق یکی از مهمترین اهداف حسابداری مدیریت یعنی سنجش ارزیابی عملکرد تاثیر قابل ملاحظه ای دارد. با بررسی مبانی علمی، سطوح مختلف پاسخگویی که نظامهای حسابداری و گزارشگری مالی ، مسئولیت تدارک اطلاعات مورد نیاز را بر عهده دارند، را به شرح زیر برشمرد:
1- مسئولیت پاسخگویی خط مشی. 2- مسئولیت پاسخگویی برنامه. 3- مسئولیت پاسخگویی عملکرد. 4- مسئولیت پاسخگویی فرآیند.
5- مسئولیت پاسخگویی التزام و مشروعیت مصرف منابع.
مزایای عمده حسابداری سنجش مسئولیت
1- تفویض اختیار تصمیم گیری را سهولت می بخشد.
2- مدیریت را در به کارگیری مفهوم مدیریت بر مبنای هدف یاری می دهد
3- مدیریت را در برپایی استاندارهای عملکرد، یاری می دهد. از خنثی نمودن تاثیر بخشهای سود ده توسط بخشهای زیانده جلوگیری می نماید و منجر به تشویق مدیران با عملکرد مطلوب می شود.
4- به کارگیری موثر مدیریت بر مبنای استثناء را تسهیل می بخشد که در آن، توجه مدیران بر انحرافهای مهم از استانداردها و بودجه ، معطوف و متمرکز می گردد.
مفروضات حسابداری سنجش مسئولیت
1- مدیران در قبال عملیاتی که در حوزه سازمانی آنان انجام می گیرد و بر آن کنترل دارند ، جوابگو هستند.
2- مدیران در دستیابی به هدفها و مقاصد تعیین شده برای واحدهای تحت سرپرستی شان کوشش می نمایند.
3- مدیران در تدوین هدفهایی که از طریق آنها عملکردشان اندازه گیری می شود، مشارکت دارند.
4- هدفهای تدوین شده به گونه ای است که از طریق عملکرد موثر و کارآمد، قابل حصول است.
5- گزارشهای عملکرد به موقع تهیه و ارائه می شود.
6- نقش حسابداری سنجش مسئولیت در ساختار پاداشدهی شرکت آشکارا مشخص شده است
مراحل اجرای نظام حسابداری سنجش مسئولیت
۱- تعریف مراکز مسئولیت :فرایند شناخت واحدها و بخشهای فرعی در یک سازمان، تخصیص مسئولیتها به مدیران این بخشها و ارزیابی عملکرد این مدیران می باشد. این واحدها، مراکز مسئولیت نامیده می شود.اساس سیستم حسابداری سنجش مسئولیت این است که هر یک از بخشهای تابعه واحد انتفاعی را نوعی مرکز مسئولیت محسوب و متناسب با وظایف محوله سازماندهی کنند و لذا نظام حسابداری سنجش مسئولیتی ، به خوبی طراحی شده باشد که مراکز مسئولیت را در درون سازمان شناسایی و تعیین کند. مرکز مسئولیت معمولاً به بخشی از واحد انتفاعی اطلاق می شود که مدیر آن، مسئول حسابدهی در قبال نتایج مالی فعالیتهای آن بخش می باشد. برای مثال، در یک دانشگاه، هر دانشگاه با گروه تخصصی می تواند یک مرکز مسئولیت تعریف شود.
مراکز مسئولیت را معمولاً می توان به چهار نوع به شرح زیر طبقه بندی کرد:
- مرکز هزینه: بخشی از سازمان است که مدیر آن مسئولیت حسابدهی در قبال هزینه های انجام شده در آن بخش را بر عهده دارد. .
- مرکز سود: بخشی از سازمان است که مدیر آن مسئولیت حسابدهی در قبال سودهای تحصیل شده آن مرکز را بر عهده دارد.
- مرکز سرمایه گذاری: بخشی از سازمان است که مدیر آن مسئولیت حسابدهی سود تحصیل شده در بخش مربوط و سرمایه تخصیص یافته به آن را بر عهده دارد..
لازم به ذکر است که مرکز هزینه، درآمد و سود، نگاه عملیاتی و کوتاه مدت و مرکز سرمایه گذاری، تصمیمات کاربردی و بلند مدت را مد نظر قرار می دهد.
۲- بودجه بندی و پیش بینی مخارج و درآمدهای مراکز مسئولیت تعریف شده:از آنجا که بودجه منظر مالی دارد و حسابداری سنجش مسئولیت نیز از منظر مالی به این موضوع توجه دارد بنابراین باید بودجه تهیه شود. در واقع به مراکزی که مسئولیت بیشتری دارند اختیارات مالی بیشتری نیز داده می شود.
در پیش بینی هزینه و درآمد باید به عوامل درونی و عوامل بیرونی توجه نمود:
عوامل درونی: هماهنگی و ارتباطات
عوامل بیرونی: تجزیه و تحلیل راهبرد سازمان. هماهنگی ! تنظیم و توازن عوامل تولید و واحدهای تابعه برای رسیدن به هدف ارتباطات ! شناخت و پذیرش هدف .راهبرد ! شیوه تطبیق توانمندی سازمان با فرصتهای بازار جهت دستیابی به هدف
3- تهیه نمودار سازمانی و تعیین اختیارات و قلمرو هر یک از مراکز مسئولیت :از آنجا که نمودار سازمانی نشان دهنده اختیارات تفویض شده است در نتیجه می توان مسئولیت هر یک از سطوح را بر اساس آن اختیارات مشخص نمود.
نکته :اساس حسابداری سنجش مسئولیت ! طبقه بندی مسئولیتهای مدیران نقطه شروع حسابداری سنجش مسئولیت ! نمودار سازمانی
زمانی که در نمودار سازمانی مسئولیتها را مشخص نموده و اختیارات را نیز می دهیم در واقع انتظارات خود را از مدیران بخش مشخص می نماییم و با هم بودجه را تصویب می نماییم. وجود مشارکت در تصمیم گیری و قبول مسئولیت ، انحرافات را کاهش خواهد داد.
4- مشخص کردن هزینه های قابل کنترل و غیرقابل کنترل: هزینه های قابل کنترل و غیرقابل کنترل هم می توانند مستقیم باشند و هم غیرمستقیم. منظور از قابل کنترل و غیرقابل کنترل این است که تحت کنترل مدیریت باشد یا نباشد؟باید توجه داشت که تمامی مراکز فعالیت نمی توانند کلیه هزینه ها را تحت کنترل داشته باشند و دیگر اینکه با توجه به تجمعی بودن مسئولیت مدیران بخش ها نمی توان قابل کنترل بودن یا نبودن آن را مشخص کرد. از آنجا که تا رسیدن به نتیجه نهایی چندین نفر مسئول هستند نمی توان نتیجه نهایی را به یک نفر نسبت داد اما باید به دنبال این باشیم که چه کسی بیشترین مسئولیت را دارد؟ در واقع در برابر انحرافات بیشتر می توان پاسخگو باشد.
5- تهیه گزارش عملکرد برای هر مرکز توسط مدیر مسئول آن: در این گزارش عملکرد یک بودجه داریم و یک عملکرد واقعی. محتوای این گزارشات متناسب با نوع مرکز مشخص می شود.
ویژگی های گزاراشات عملکرد
1- گزارشات عملکرد باید همسو و هماهنگ با نمودار سازمانی باشد. 2- گزارشات باید به موقع تهیه شوند. 3- گزارشات باید به آسانی قابل فهم باشند.
4- گزارشات باید علاوه بر مبالغ ریالی، حاوی تعداد کمی (واحدها) باشد. 5- ارائه گزارشات به همراه اسناد و مدارک. 6- گزارشات ارقام را به شکل مقایسه ای داده و تجزیه و تحلیل داشته باشد. 7- باید عملکرد یک واحد را با توجه به تاثیر آن بر کل گزارش عملکرد سازمان بررسی نماییم نه تنها آن واحد خاص را.
زنجيره ارزش را تعریف کنید ؟
زنجيره ارزش بطور ساده عبارت است از فراهم نمودن شرايطي براي ايجاد منافع فزونتر از هزينه و توفيق يك بنگاه اقتصادي د ردراز مدت و اين بدان معني است كه مديران براي همه ي ذينفع هاي سازمان يعني مشتريان، سهامداران، فروشندگان، كاركنان و جامعه به مفهوم وسيع آن ارزش ايجاد نمايند در غير اين صورت هريك از ذينفع ها كه در يابد از سازمان ارزش حاصل نمي نمايد سازمان را رها كرده و موفقيت سازمان را با مخاطره مواجه مي سازد. لذا زنجيره ارزش شركت موجب ميشود مديران نسبت به فرايندهاي شركت بينش پيدا كنند. زنجيره ارزش با عوامل يا اجزاي اصلي توليد محصول يا ارائه خدمات نهادها شروع مي شود و دربرگيرنده تمامي فرايندهايي است كه به منظور جلب رضايت مشتريان صورت مي گيرد. بررسي اين دو موضع يعني زنجيره ارزش و حسابداري مديريت سبب مي شود تا در تعيين استراتژي شركت و همچنين بهبود و توسعه سيستم هاي كنترل در سازمان به موفقيت دست يافت.
صورت ارزش افزوده (VAS)
صورت ارزش افزوده گزارشی است که بر اساس آن ارزش افزوده ایجاد شده در یک دوره محاسبه می شود و سودمندی فراوانی برای سهامداران به همراه دارد. همچنین این گزارش اطلاعات اضافی دیگر نظیر حقوق و دستمزد و ... را نیز به تفکیک ارائه می دهد که در ارزیابی عملکرد بنگاه بسیار سودمند خواهد بود.
دلایل زیادی برای تهیه صورت ارزش افزوده ارائه شده است از جمله:
1- تعهد مدیریت در گزارشگری به سهامداران 2- الزام قانونی با توجه به تغییرات قوانین و مقررات 3- استفاده از آن در ارتباط با کارکنان و انتظارات آنها
4- گزارش دقیق عملکرد در گزارش سالانه 5- پاسخگویی به مسئولیت اجتماعی
شاخص های سنجش عملکرد
الف) شاخص های نوین
ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
ارزش افزوده اقتصادی شاخصی است مبتنی بر VBM که به کنترل کل ارزش ایجاد شده در یک تجارت می پردازد . ارزش افزوده اقتصادی استراتژی نیست بلکه راهی است که ما با آن به اندازه گیری نتایج می پردازیم. شاخص ارزش افزوده اقتصادی بیان چالشهایی که شرکتها در زمینه اندازه گیری عملکرد مالی مواجه اند بپردازند. ارزش افزوده اقتصادی با اندازه گیری سود پس از کسر بازده مورد انتظار سهامداران، سوددهی اقتصادی را بیان می کند. همچنین قیمت های سهام را صحیح تر از درآمدها ، درآمد هر سهم ، بازده حقوق صاحبان سهام یا دیگر شاخصهای حسابداری پیگیری می کند و قویاً توسط مطالعات تجربی پشتیبانی می شود. ایجاد بهبود در ارزش افزوده اقتصادی به معنای افزایش ثروت سهامداران می باشد. ارزش افزوده اقتصادی زبان مشترک در سازمان را فراهم می آورد. شاخصهای متفاوت برای فرآیندهای متفاوت مورد استفاده قرار می گیرند..
کاربردهای داخلی EVA
هدف EVA به عنوان یک ابزار مدیریتی وادار ساختن مدیران به منظور رفتار به گونه ای است که گویی آنها مالکان واحد تجاری هستند چو (1997) یک طرح مالکیت EVA را پیشنهاد می کند. طرح پیشنهادی مالکیت EVA ، پاداشهای نقدی به کارکنان را بر اساس EVA پرداخت می نماید. اگر این طرح در کنار روش عادی پاداش کارکنان در خصوص دادن اختیار خرید سهام به کارکنان قرار گیرد در این صورت به جای دادن وجود نقد به کارکنان بر مبنای EVA می توان به کارکنان منابع مالکانه (سهام یا سایر اوراق بهادار) بر مبنای EVA داد. طبق نظر چو، چارچوب EVA ، کارکنان در سطوح مختلف مدیریت را برای تقدیر از مشارکتشان در حداکثر سازی ثروت شرکت، یاری کرده است. EVA همچنین از طریق بهبود عملکرد عملیاتی فردی به جای عملکرد کلی، از انباشتگی شغلی جلوگیری می کند. در نهایت ، مدیریت بایستی برای تحویل دادن ارزش و در جهت بهبود عملکرد فردی اش مسئول باشد. روش دیگر بررسی فعالیت داخلی شرکتها تئوری عاملیت (نمایندگی) نامیده شده است. این مفهوم که مدیران به بهترین نحو دلخواه مالکان عمل نمی کنند تضاد عاملیت (نمایندگی) نامیده می شود، زیرا مدیران شرکتها «عاملین» و مالکان (سهامداران) «روسای اصلی» هستند.
کاربردهای خارجی EVA
EVA علاوه بر اینکه به عنوان ابزاری برای سرمایه گذاری محسوب می شود بلکه ، هدف صریح آن نیز دادن علائمی در خصوص قیمت گذاری مناسب اوراق بهادار شرکت برای سرمایه گذاری عموم می باشد. EVA از این لحاظ تا حدی مورد توجه مطبوعات عمومی و همچنین منابع آکادمیک و متخصصان مالی قرار گرفته است. EVA به صورت خارجی به وسیله سرمایه گذاران مورد استفاده قرار گرفته است و مطبوعات عمومی این موضوع را تشخیص می دهند..
ارزش افزوده اقتصادی برای اهداف زیر می تواند کاربرد داشته باشد :
1- بودجه سرمایه ای 2- ارزیابی عملکرد 3- ایجاد سیستم جبران خدمت
ارزش افزوده اقتصادی از طرق زیر افزایش خواهد یافت:
1- افزایش کارایی عملیات (افزایش بازده سرمایه) 2- بکارگیری منابع جدید در واحد تجاری که با اطمینان، بازده آن بیشتر از میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت باشد (با همان ریسک). 3- سوق دادن منابع از پروژه هایی که بازده کافی ندارند ( با توجه به هزینه سرمایه) به استفاده موثرتر از منابع (مویرو و مکگیکام 2001).
4- کاهش هزینه سرمایه که به دو طریق می توان آن را انجام داد :
الف- استفاده بیشتر از بدهیها. بدهیها به دو دلیل ارزانتر هستند اول آنکه چون وام دهنده ریسک کمتری می پذیرد، پس بازده مورد توقع کمتری دارد. دوم اینکه بهره وام، صرفه جویی مالیاتی دارد.
ب- کاهش ریسک شرکت بدون اینکه بازده شرکت کاهش پیدا کند. چون با کاهش ریسک بازده مورد توقع سهامداران و وام دهندگان کاهش می یابد. راههای کاهش ریسک مانند پیش فروش محصولات، بیمه کردن دارائیها در مقابل خطر آتش سوزی و ... می باشد ( جهانخانی، 1377).
به طور خلاصه کاربردهای EVA در دو گروه زیر، ارائه می شود.
الف) کاربردهای داخلی:
- ابزار مدیریتی سنجش عملکرد (چو 1997)
- معیار جامع سنجش بهره وری (دراکر)
- ابزار تعیین رابطه مالکیت با مدیریت شرکت (روجرسون)
- ابزار تطابق هزینه ها با درآمد (روجرسون و لفکوتیس 1999)
ب) کاربردهای خارجی:
- ابزاری برای سرمایه گذاری (تولی 1998 و لفکوتیس 1999)
- معیار پیش بینی قیمت سهام (تیتل بام 1997)
- ابزار سنجش خلق ارزش (استرن- استوارت 2001)
- چارچوبی برای مدیریت مالی (مورس 2001)
- چارچوبی موثر بر فرهنگ سازمانی و ارتقاء کیفیت کاری شاغلین (موریس 2001)
سود باقیمانده و ارزش افزوده اقتصادی
اندازه گیری سود باقیمانده مستلزم اندازه گیری هزینه فرصت سرمایه است که باید منعکس کننده ریسک داراییها در مرکز سرمایه باشد. بانکها در وامدهی به سازمانهایی که در طرحهایی با ریسک بالا سرمایه گذاری می کنند هیچ تمایلی ندارد. بنابراین برای جبران این ریسک اضافی آنها متحمل هزینه بهره بالاتری نیز می شوند.
ارزش افزوده بازار (MVA)
بر خلاف EVA که به طور کلی یک ارزیابی از عملکرد داخلی می باشد MVA مقیاسی برای عملکرد خارجی است. چگونگی ارزیابی عملکرد شرکت از طرف بازار بر حسب ارزش بازار دهی و ارزش بازار سهام با سرمایه، سرمایه گذاری شده در شرکت مقایسه می گردد.
میانگین ارزش بازار بدهی- میانگین ارزش بازار سهام= ارزش افزوده بازار
ارزش دفتری حقوق صاحبان سرمایه – میانگین ارزش بازار حقوق صاحبان سرمایه = ارزش افزوده بازار
ارزش دفتری حقوق صاحبان سرمایه ابتدای دوره / ارزش افزوده بازار= ارزش افزوده بازار استاندارد شده
به منظور تحلیل درست این عملکرد لازم است که به تغییرات مثبت ایجاد شده در طی زمان توجه کنیم . به عنوان مثال درصد تغییر در هر سال. مقایسه این تغییرات در ارزش افزوده هر سال اهمیت دارد زیرا مقایسه این تغییرات در EVA هر سال در مورد سهم کل و بازارهای اوراق قرضه به علت اینکه این ارزش های بازار تحت تاثیر نرخ های بهره و شرایط کلی اقتصادی قرار دارند حائز اهمیت است.
ارزش بازار، قیمت مورد توافق بین خریدار و فروشنده برای مبادله یک دارایی می باشد. در این مبادله هیچگونه اجباری برای خرید و فروش وجود ندارد و خریدار و فروشنده اطلاعات کافی در مورد دارایی مبادله شده دارند.
ارزش بازار سهام برای شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار قیمتی است که بازار سهام، تعیین کننده آن بوده وبا در نظر گرفتن این قیمت، سهام مورد معامله قرار می گیرد. ارزش بازار سهام برای شرکتهایی که عضو بورس اوراق بهادار نمی باشند قیمتی است که سهام به تازگی مورد معامله قرار گرفته باشد ، اگر سهام اخیراً خرید و فروش نشده باشد باید ارزش کل شرکت را برآورد نمود و آن را بر تعداد سهام صادر شده تقسیم کرد تا ارزش بازار هر سهم بدست آید. باید به این نکته توجه نمود که ارزش دفتری یک شرکت (داراییها منهای بدهیها) حداقل قیمتی است که یک شرکت باید داشته باشد.
روابط بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار
هر چند ارزش افزوده اقتصادی در درجه اول برای ارزیابی عملکرد مدیریت به کار می رود ولی از طرف تحلیلگران خارجی برای ارزیابی مدیریت نیز به کار می رود البته با این باور که عملکرد داخلی بهتر می بایست در عملکرد سهام شرکت انعکاس خود را پیدا کند. چند بررسی انجام شده سعی در تعیین رابطه بین دو متغیر (EVA و MVA) داشته و نتایج نیز پیچیده بوده است. هر چند سهام شرکتهای با ارزش افزوده مثبت اقتصادی میل به عملکرد بهتر از سهام شرکتهای با ارزش افزوده اقتصادی منفی داشته است ولی تفاوت ها ناچیز می باشد و این ارتباط هر سال روی نمی دهد. این رابطه ضعیف شاید به علت زمان بندی تحلیل ها بوده است. ( با چه سرعتی ارزش افزوده اقتصادی اثر خود را بر سهام گذاشته است) و یا اینکه ارزش افزوده بازار تحت تاثیر عواملی متفاوت با ارزش افزوده اقتصادی قرار دارد.
شاخص های مالی سنتی
طراحی معیارهای سنجش عملکرد شامل گامهای زیر است:
1- تعیین متغیری که نشان دهنده اهداف مالی و اقتصادی مدیریت باشد : سود خالص، سود عملیاتی، بازده داراییها ارزش افزوده اقتصادی و .........
2- تعریف اقلامی که در متغیر گام یک قرار می گیرد : هدف از داراییها کل داراییهاست یا خالص آنها (کل داراییها منهای کل بدهیها).
3- انتخاب معیار برای اقلامی که در متغیر گام یک انتخاب شده اند : داراییها به بهای تاریخی، ارزش جاری یا ارزش فعلی بیان شوند.
4- انتخاب یک هدف برای اندازه گیری عملکرد: دستیابی به یک نرخ بازده مشابه برای واحدها.
5- انتخاب زمان بازخورد: گزارشات عملکرد مالی به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه به مدیریت ارائه شود.
فرآیند مذکور می تواند برای شاخص های سنتی و نوین استفاده شود.
1- معیارهای مالی سنتی
چهار معیار در ارزیابی عملکرد سرمایه گذاری که مبتنی بر داده های تاریخی است، وجود دارد :
1- بازده سرمایه گذاری (RIO) 2- سود باقیمانده (RI) 3- بازده فروش (ROS) 4- عایدی هر سهم (EPS) 5- نسبت قیمت به سود هر سهم (P/E)
مفهوم ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
ارزش افزوده اقتصادی معیار اندازهگیری عملکردی است که راههای منجر به افزایش یا از بین رفتن ارزش شرکت را به درستی محاسبه مینماید. این معیار نشان دهنده سود باقیمانده پس از کسر هزینههای سرمایهای است. ارزش افزوده اقتصادی (EVA) یک معیار عملکرد ساده تلقی میشود و تصویر واقعی از ایجاد ثروت برای سهامداران ارائه کرده و در اتخاذ تصیمات سرمایهگذاری و شناسائی فرصتهائی برای بهبود و توجه به منافع کوتاهمدت همانند منافع بلندمدت به مدیران کمک میکند. . برخلاف معيارهاي سنتي مانند EBIT(سود پس از کسر بهره و مالیات) وNOPAT (سود خالص عملیاتی پس ازکسربهره ومالیات)و ...، EVA سودآوري واقعي شركتها را مورد بررسي قرارميدهد.
شركتهاي بزرگي مانند Coca-cola، EVA را به عنوان راهنماي ايجاد ارزش براي سهامدارن بهكار ميبرند. شركتهاي سرمايهگذاري مانند : Management Global asset از EVA، درانتخاب سهام، ساختار پرتفوي و فرايند كنترل ريسك استفاده ميكنند.
ارزش چیست ؟ عبارت است از بار معنایی خاص که انسان به برخی اعمال ، حالتها و پدیده ها نسبت می دهد.
معيارهاي ارزيابي عملكرد:
1- ارزیابی عملکرد با استفاده از تجزیه و تحلیل نسبتهای مالی 2- ارزیابی عملکرد با ترکیب اطلاعات حسابداری و بازار
3- ارزیابی علمکرد با استفاده از دادههای مدیریت مالی 4- ارزیابی عملکرد با استفاده از دادههای اقتصادی
معیارهای اولیه همچون سود ، رشد سود، سود هر سهم (EPS) سود نقدی هر سهم (DPS) و سود قبل از بهره و مالیات(EBIT)وبازده سرمایه گذاری ROI) ) ونرخ
بازده سرمایه و... به واسطه استفاده از سود حسابداری دارای ایرادات وعیوبی بودند زیرا این سود در اثر موارد زیر قابل تغییر است:
1- روشهای ارزشیابی موجودیها 2- روشهای استهلاک دارائیهای ثابت 3- روشهای برخورد با هزینههای سرمایهای 4- روشهای ذخیرهگیری
5- روشهای استهلاک سرقفلی تلفیقی
چرایی و چگونگی مطرح شدن EVA:
1-جدائي مالكيت از مديريت (تضاد منافع).
2- معیارهای اولیه همچون سود، رشد سود، سود هر سهم (EPS) سود نقدی هر سهم (DPS) و نرخ بازده سرمایه به واسطه استفاده از سود حسابداری دارای ایرادات و عیوبی هستند.
3-ايجاد انگيزه براي مديران براي ارزش آفريني.
4- به وجود آمدن معيار مناسب جهت پاداش به مديران .
بنابراین EVA یک معیار با چند هدف است :
اریابی عملکرد - تعیین ارزش سهام – بودجه بندی علی الخصوص بودجه بندی سرمایه ای و کمک به تعیین میزان پاداش مدیران.
با توجه به جهتگیری EVA، مدیران عملیاتی دارای سه عامل انگیزشی مهم بهشرح ذیل هستند:
1-تلاش برای کسب بازدهی بیشتر از امکانات موجود.
2- سرمایهگذاری در پروژههائی که نرخ بازده آنها بیشتر از نرخ هزینه سرمایهای آنها است.
3- واگذاری سرمایهگذاریها و پروژههائی که نرخ هزینه سرمایهای آنها بیشتر از نرخ بازده آنها است.
كاربرد هاي EVA
1- كاربرد اقتصادي : شناخت توانمنديهاي اقتصادي بنگاهها نظير بهره وري منابع و عوامل توليد. 2- كاربرد مديريتي : شناخت توانمنديها و كاركردهاي منابع انساني نظير نيروي كار توليد به منظور سنجش عملكرد. 3- كاربرد حسابداري : تحليل مالي منطقي و سودمند از وضعيت و عملكرد مالي بنگاههاي اقتصادي در مقايسه با سود حسابداري.
مزایای استفاده از ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
1- EVA رابطه نزدیکی با خالص ارزش فعلی (NPV) دارد.
2-EVA مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آنها است، پاسخگو میکند.
3- EVA از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکتهای اتخاذ میکنند تحتتأثیر واقع میشود.
4- EVA معیار مناسبی جهت تعیین پاداش مدیران میباشد.
5- EVA با ارزش بازار شرکت در ارتباط است.
6- EVA بهعنوان یک معیار عملکرد اقتصادی با معیارهای دیگری همچون ارزش افزوده نقدی سرمایهگذاری ، ارزش افزوده سهامداران و بازده جریان نقدی روی سرمایهگذاری سازگار است.
7- EVA بهعنوان معیار داخلی سنجش عملکرد موفقیت شرکت در افزودن ارزش به سرمایهگذاری سهامدارانش را به بهترین نحو نشان میدهد.
8- EVA نشان میدهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد.
9- EVA میتواند مبنائی برای تعیین اهداف سرمایهگذاری در پروژهها قرار گیرد.
10- EVA بهعنوان معیار اندازهگیری عملکرد کمتر در معرض تحریفهای حسابداری قرار دارد.
معایب استفاده از ارزش افزوده اقتصادی (EVA
1- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی شامل محاسبه نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه میباشد که مشکل است.
2- ارزش افزوده اقتصادی معمولاً براساس ارقام تاریخی محاسبه میشود.
3- گاهی اوقات تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی غیرعملی است مثلاً برای شرکتهائی که تازه راهاندازی شدهاند یا برای شرکتهای سرمایهگذاری، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی مناسب نیست.
تعریف حسابداری منابع انسانی :
طبق تعریف انجمن حسابداری آمریكا عبارتست از فرآیند تشخیص و اندازه گیری اطلاعات درباره منابع انسانی و گزارش اطلاعات به افراد علاقمند و ذینفع می باشد. در واقع حسابداری منابع انسانی تبدیل مفهوم كیفی و ذهنی ارزش منابع انسانی در قالب كمی و عینی با استفاده از دانش حسابداری است و با 3 بخش مهم و اساسی پیرامون منابع انسانی شامل : شناسایی كمیت و كیفیت آن ، ارزیابی و اندازه گیری ارزش اقتصادی و گزارشگری مالی مناسب آن وسر كار دارد
برخی روش های اندازه گیری ارزش منابع انسانی به شرح زیر است كه تعدادی از آن ها را بررسی می كنیم:
1) ارزش اقتصادی(فعلی) 2) ارزش جایگزینی 3) ضریب ارزشی 4) الگو ارزش گذاری پاداش های تصادفی 5) الگوهای كل سازمان 6) نظریه مزایده
7) بهای تمام شده تاریخی
نظریه ارزش اقتصادی ( ارزش فعلی ) :این نظریه مبتنی بر تئوری ارزش سرمایه است . طبق نظر ایرونیگ فیشر" سرمایه به مفهوم ارزش سرمایه ای ، ارزش تنزیل شده درآمدهای آینده است " برخی از محققان بر اساس این نظزیه معتقدند كه قیمت های بازار دارایی ها عبارت است از ارزش تنزیل شده منافعی كه در آینده از این دارایی ها حاصل می شود ، اما باید توجه داشت كه تحلیل های مسایل اقتصاد كلان به طور كامل در سطح اقتصاد خرد تعمیم نمی یابد .
نارسایی های روش ارزش اقتصادی:1) در این مدل احتمال ترك خدمت فرد از سازمان به دلایل غیر بازنشستگی یا فوت در نظر گرفته نشده است
2) احتمال تغییر موقعیت و پست فرد در زمانی كه سازمان مشغول خدمت است نیز در این مدل در نظر گرفته نشده است .
3) برآورد درآمد كاركنان مشكل است
4) به كارگیری این روش در حسابداری منابع انسانی با اصول پذیرفته شده حسابداری سازگاری ندارد .
نظریه ارزش جایگزینی :ارزش جایگزینی منابع انسانی همان مخارج جایگزین كردن منابع انسانی موجود در یك سازمان است. ارزش جایگزینی در این روش شامل اقلامی به شرح زیر است :
الف) هزینه های استخدام افراد جدید برای مشاغل موجود ب) هزینه های آموزش افراد جدید ت) هزینه های انتقال یا اخراج فرد شاغل
هزینه های استخدام :این هزینه شامل هزینه ی مستقیم و غیر مستقیم است .
الف- هزینه مستقیم شامل :
1) هزینه كارمند یابی : شامل هزینه جست وجوی اولیه بای منابع انسانی مورد نیاز در داخل و خارج سازمان
2) هزینه انتخاب : شامل هزینه های انتخاب كاركنان از بین افراد واجد شرایط
3) هزینه استخدام : شامل هزینه ی ورود افراد جدید به داخل سازمان و قرار گرفتن در شغل مناسب
- هزینه غیر مستقیم شامل:
هزینه ی ارتقای خود و قرار گرفتن در مشاغل جدید ، در داخل سازمان است.
ب) هزینه های آموزشی :
این هزینه شامل دو بخش مستقیم و غیر مستقیم است.
- هزینه های مستقیم عبارتند از :
1) آموزش حین خدمت : شامل هزینه ی آموزشی كاركنان در حین خدمت
2) آموزش رسمی: شامل هزینه ی برنامه های آموزشی و آشنایی فرد با سازمان
- هزینه های غیر مستقیم عبارتند از :
1) زمان آموزش دهنده ، شامل هزینه سرپرستان در طول دوره آموزش
2) از دست رفتن بهره وری در هنگام آموزش ، شامل هزینه ی ساعاتی كه كاركنان ( به جزء كارآموزان ) در طول دوره آموزشی ، مشغول انجام خدمات محول شده نیستند .
ت)هزینه ی انتقال یا اخراج :
شامل هزینه ی تحمیل شده به سازمان هنگام ترك خدمت فرد از سازمان . این هزینه شامل دو بخش مستقیم و غیر مستقیم است .
هزینه مستقیم شامل هزینه اخراج یا ترك خدمت فرد از سازمان است و هزینه غیر مستقیم آن شامل كاهش كارآیی فرد قبل از انتقال یا اخراج و هزینه ی ناشی از خالی بودن شغل مورد بحث تا زمان استخدام كارمند جدید است. نظریه ارزش جایگزینی نه فقط موقعیت فرد را در داخل سازمان ، بلكه هزینه انتقال یا اخراج فرد و همچنین هزینه كاهش كارآیی را نیز در نظر دارد.
نارسایی روش ارزش جایگزینی :
1) منافع آینده دارایی های انسانی در نظر گرفته نمی شود. 2) روش ارزش جایگزینی ، یك روش ذهنی است. 3) تعیین ارزش منابع انسانی بر اساس ارزش جایگزینی دشوار است.
نظریه ضریب ارزش:
بر اساس نظریه ضریب ارزش ، ارزش منابع انسانی برابر است با تفاضل ارزش كل شركت و ارزش ثبت شده در دفاتر شركت. در این محاسبه دارایی های نامشهود همچون سرقفلی ، حق امتیاز ، میزان وابستگی مشتریان و ارزش قراردادهای بلند مدت تعدیل می شوند . در این روش ، ضرایب ارزش كه اساس محاسبه هستند ، با توجه به هر یك از عوامل زیر تعیین می شود.
1- تحصیلات و تجارب فنی 2- تجربه ی مورد نیاز برای شغل مورد نظر 3- خصوصیات فردی 4- قابلیت ترفیع
5- عرضه و تقاضا 6- میزان وابستگی افراد به شركت و انتظار بهره وری شركت از خدمات آنان
در این روش یك ضریب اختیاری از صفر تا 5/2 تعیین شده است به علاوه كاركنان به چهار طبقه ی عمده مدیریت سطح عالی ، مدیریت ، سرپرستان و كارمندان تقسیم می شوند .
با توجه به تقسیم بالا ، بهای تمام شده ی تاریخی سالانه كاركنان بین 4 طبقه تقسیم می شوند و سهم هر یك در ضرایب تعیین شده ضرب می شود . بدین ترتیب ، ارزش كل تقریبی منابع انسانی ، بدست می آید در صورتی كه ارزش منابع انسانی بیش از دارایی های نامشهود باشد ( تفاوت بازار شركت و خالص ارزش دفتری ) ضرایب به گو نه ای تعدیل می شود تا این تفاضل معادل اقلام دارایی های نا مشهود شود . هزینه ی ایجاد شده برای كاركنان به منظور استخدام ، آموزش و پرورش منابع انسانی در یك دوره در ضرایب محسوب می شوند و نتیجه ی تغییرات ایجاد شده در ارزش منابع انسانی در طول دوره نشان داده می شود . بدین طریق ، می توان صورت سود وزیان و ترازنامه منابع انسانی را تهیه و ارائه كرد .
نارسایی های نظریه ضریب ارزشی :
1) ارزش منابع انسانی به طور مستقیم اندازه گیری نمی شود بلكه از طریق مقایسه با عوامل دیگر بدست می آید . با توجه به آن كه دارایی های نا مشهود به طور معمول بر حسب حدس و گمان ارزشیابی می شوند . در نتیجه رقم بدست آمده از دقت كافی برخوردار نیست.
2) نحوه تعیین ضرایب پایه ی علمی ندارد.
3) تعیین خالص ارزش های جاری شركت به طور دقیق میسر نیست.
نظریه مزایده:
بر اساس این نظریه شركت به مراكز سرمایه گذاری تقسیم می شود و خدمات نیروی انسانی متخصص ، بر اساس اشتغال در این مراكز سرمایه گذاری به مزایده گذارده می شود . بدین ترتیب مدیری كه بالاترین قیمت را برای خدمات انسانی مورد مزایده پیشنهاد كند ، نیروی انسانی را در اختیار خواهد گرفت .قیمت توافق شده به عنوان سرمایه ی مركز سرمایه گذاری محسوب می شود.از نظر مفهومی این روش بر ارزیابی عملكرد مدیران بخش های مختلف واحد اقتصادی مبتنی است كه مراكز سرمایه گذاری مذكور را در بر می گیرد . هر یك از این الگوها نه تنها یك نگرش متفاوت ارائه می كند بلكه مكانیزم متفاوتی را نیز برای محاسبه ارزش كاركنان در سازمان ایجاد می كند و هر یك از الگوهای گوناگون با توجه به نظام ها و زمینه های مختلف و همچنین ساختارهای متفاوت نظری توسط محققان پیشنهاد می شود .الگوی مزایده متفاوت تر از سایر الگوهاست . بر اساس این الگو ، ارزش گذاری كاركنان توسط مدیران سازمان برای رقابت در مورد منابع انسانی محدود كه در در سازمان موجود هستند ، صورت می گیرد . مدیران برای دستیابی به منابع انسانی كمیاب با بالاترین قیمت در مزایده در برابر یكدیگر شركت می كنند.
نارسایی های نظریه مزایده :
1) نرخ بازده سرمایه نسبت قابل پذیرشی برای ارزیابی عملكرد مدیران نیست.
2) برای تعیین كمیابی یا افراوانی افراد متخصص ضابطه ای تعیین نشده است .
3) كاربرد نظریه ی مزایده در سازمان های غیر انتفاعی و تولید مرحله ای كه قابل تقسیم به مراكز سرمایه گذاری نیستند با اشكال روبروست .
4) این نظریه ممكن است بر روحیه كاركنانی كه خدمت آن ها به بهای نا چیز محك زده شده است و یا مطلقأ در مزایده شركت نداشته اند ، تأثیر منفی داشته باشد .
1. معيارهاي ارزيابي عملكرد و سودآوري سنتي نظير:
الف - بازده حقوق صاحبان سرمايه ): ROE با تقسيم سود خالص پس از كسر ( ماليات در سالي معين بر ارزش دفتري حقوق ص احبان سرمايه (سهام عادي ) در ابتداي سالمحاسبه مي شود.
ب - بازده دار اييها): ROI اين معيار حاصل تقسيم سود خالص عملياتي پس از كسر (IC) بر سرمايه بكار گرفته شده است ؛ منظور از سرمايه بكار گرفته شده (NOPAT) ماليات نيز كل داراييها، به استثناي بدهيهاي بدون بهره است.
IC÷ROI = NOPAT
ج-) رشد سود هرسهم) :(EPS) سود هر سهم برابر است با سود متعلق به سهامداران عادي(سود خالص پس از كسر ماليات و سود سهام ممتاز ) تقسيم بر تعداد سهام سرمايه . رشد نيز عبارت است از: EPS كه در آن:
0. EPS برابر است با سود واقعي هر سهم در پايان دوره مالي گذشته
1. EPS برابر است با سود واقعي هر سهم در پايان دوره مالي جاري.
نظریه بهای تمام شده تاریخی :
این نظریه مبتنی بر اصول متداول حسابداری است . طبق این نظریه ، هزینه های صرف شده برای كاركنان به طور مستقیم موجب افزایش ارزش خدمات آن ها می شود . لذا موجب افزایش ارزش منابع انسانی از طریق محاسبه ی بهای تمام شده ی تاریخی آن شده و محاسبه می شود .بهای تمام شده ی منابع انسانی شامل هزینه استخدام وآموزش كاركنان است .كه یك فرد شامل دو بخش مستقیم و غیر مستقیم است .
مزایای این نظریه :
1) این روش با نحوه ی عمل جاری حسابداری مبتنی بر اصول پذیرفته شده به عنوان مقیاس اندازه گیری دارایی ها هماهنگی دارد.
2) روش بهای تمام شده ی تاریخی ، یك روش عینی است .
3) این روش به دلیل مستند بودن ، احتمالأ بیشتر از سایر روش هااز سوی اداره ی مالیات ها پذیرفته می شود .
-1 كاربرد تكنيك نقطه بي تفاوتي قيمت چيست ؟ كاربرد اين تكنيك در مواردي است كه مديريت قصد افزايش قيمت را دارد
2- نحوه استفاده از تكنيك نقطه بي تفاوتي قيمت چيست؟ در نقطه بي تفاوتي قيمت: سود با قيمت جديد مساوي با سود با قيمت قبل است بالاتر از نقطه بي تفاوتي قيمت : اگر تعداد فروش با قيمت جديد بالاتر از نقطه بي تفاوتي باشد، افزايش قيمت به مصلحت است. پائين تر از نقطه ي بي تفاوتي قيمت: اگر تعداد فروش با قيمت جديد پائين تر از نقطه بي تفاوتي باشد، افزايش قيمت به مصلحت نيست.
3- كاربرد در نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده؟ در مواردي كه مديريت قصد انتخاب يكي از دو يا چند راه حل را دارد از اين تكنيك استفاده مي كند. بهترين راه حل كمترين هزينه را دارد.
4- نحوه استفاده از تكنيك نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده چيست؟ در نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده : انتخاب هر يك از روش ها فرقي نمي كند. بالاتر از نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده : روشي مناسب تر است كه هزينه متغير كمتري دارد .پائين تر از نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده : روشي مناسبتر است كه هزينه ثابت كمتري دارد.
6- تعريف نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده چيست؟نقطه بي تفاوتي بهاي تمام شده آنست كه مقدار توليد و فروشي را نشان مي دهد كه در آن مقدار سود و زيان دو روش با هم برابر است .
خلاصه شده از کتب اساتید محترم جناب آقای دکتر شباهنگ و جناب آقای ُدکتر رهنمای رود پشتی
فقط تماس بابت کار عملی (جهت شرکتها و اشخاص حقیقی)